تبليغاتX
لذت پرواز

معرفی و نقد فیلم های اسکار 2008-2007

نقدی کوتاه و گذرا بر حامد بهداد 

                                                        

                

                      

                                           

بارها بهش گفتم حامد ، بازیگر خوبی مثل تو شدن کاری نداره البته همه می تونن بازی کنن این بازیگریه که مهمه ولی آدم جسوری مثل تو شدن کار هرکسی نیست .

حامد آدم جسور و عجیبیه خوشا به حال خانواده دوستان و اطرافیانش که یک آدم متفاوت رو تجربه می کنند .

بارها بهش گفتم حامد ، اینقدر از خودت تعریف و تمجید کردی که از مخاطبینت این فرصت با ارزش رو گرفتی واونا رو از لذت تعریف تازه ای از تو محروم کردی .

بارها بهش گفتم حامد ، از اینکه ادای آدمای متواضع رو در نمیا ری و صادق هستی شایان تقدیری ولی ، پیشنهاد می کنم همچنان جسارت در بازیگریتو افزایش بده و جسارت در تعریف و تمجید از خودتو کاهش و این خلاء رو در مخاطبینت ایجاد نکن .

بارها بهش گفتم حامد ، اگه تونستی تو مدت بسیار کوتاهی این همه طرفدار پیدا کنی فقط و فقط بخاطر بازی های درخشانت بوده و جسارت در بازیگریت نه تبلیغات خودت برای خودت . مخاطبین سینما خوب فرق بین بازی و بازیگری رو می دونن و گرنه یه دفعه این همه طرفدار پرو پاقرص پیدا نمی کردی و در بالاترین آمارها جا نمی گرفتی .

بارها بهش گفتم حامد ، از ورود به عرصه های جدید بازیگری استقبال کن ولی از ورود به حاشیه پرهیز چون حاشیه فقط بهت کمک میکنه تا معروف تر بشی در حالی که محبوبیت تو فقط وفقط مدیون بازی های درخشان تو خواهد بود.

بارها بهش گفتم حامد ، این تو نیستی که باید به دنبال سیمرغ و اسکار باشی  بلکه سیمرغ و اسکاره که باید به دنبال تو باشه ، فراموش نکن اینا همشون بهونست خودتو با این بهونه ها سرگرم نکن ، برای بازیگریت حد و حدود نذار تو فراتر از بالاترین جایزه ها هستی .

بارها بهش گفتم حامد ، دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم، فقط و فقط بخاطر بازی های درخشانت و شخصیت صادقت   بقیه همه بهونست .

بارها بهش گفتم حامد ...

                                                                  منتقد :   وبلاگ ستارگان سینما وتئاتر

نوشته شده توسط مصطفی رفیعی در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 17:6 | لینک ثابت |

 



جایی برای پیرمردها نیست No Country For Old Man

نویسنده و کارگردان:اتان و جوئل کوئن
بازیگران: تامی لی جونز ، جاش برولین ، خاویر باردم ، وودی هارلسن
مدیر فیلمبرداری:راجر دیکنز
بر اساس رمانی از کورمک مک کارتی

برادران کوئن در فیلم جایی برای پیرمردها نیست به نوعی انتزاع منحصر به فرد در مبانی ژانر دست یافته اند و این کار همیشگی آنهاست.این بار نیز حال و هوای ولایتی معمول در غالب فیلم هایشان بر فضای کلی فیلم حاکم است.مناظر جاده ای،دشت های وسیع،هتل ها،متل ها و مکان های دور افتاده با چاشنی نوع تکلم کاراکتر ها. و چون همیشه می توان از ریز بافتی جزئیات مجرای فیلم شان لذت برد. این یکی خمیر مایه و روح اصلی اش را ا رمانی به قلم کورمک مک کارتی گرفته است"نویسنده ای که بسیاری از سینماگران آثارش را"(غیر قابل اقتباس)نامیده اند.انتظار یک فیلم عادی از برادران کوئن انتظار بیجایی است.کوئن ها جستجوگر حیطه ها و مرزهای تازه در ژانرهای سینمایی اند آنها استاد وارونه کردن ژانر و به حیرت انداختن تماشاگران هستند. هر صحنه از فیلم تازه کوئن ها با چنان ظرافت و دقتی ساخته شده که تماشاگر دوست دارد این صحنه ها ادامه پیدا کند و با با این حال هر صحنه چنان قدرت کشش حسی را برای رفتن به صحنه بعد ایجاد می کند که نمی توان از دایره ی نفوذ آن در ماند.
فیلم جای برای پیرمردها نیست در مجموع سه کاراکتر اصلی دارد.آنتون شیگور(خاویر باردم)قاتل بی رحمی است که حتی در موقعی که تحت بازداشت پلیس است و به دستانش دستبند زده اند نیز خطرناک است.شیگور در دشت های تگزاس پرسه می زند و هر کسی را که سر راهش ببیند از بین می برد.مگر اینکه طرف آنقدر خوش شانس باشد که در بازی شیر یا خط برنده شود. لولین ماس (جاش برولین) یک جوشکار سابق است که همراه همسرش (کلی مک دانلد)در یک خانه کاروانی زندگی می کند.این مرد بیچاره یک روز هنگام شکار تصادفا با صحنه عجیبی روبرو می شود.جنازه های سوراخ سوراخ شده و بسته های هروئین گویای آن است که این افراد موقع انجام معامله مواد مخدر با هم اختلاف پیدا کرده اند و یکدیگر را کشته اند. ماس حدس می زند که پولها نیز باید جایی در همین نزدیکی ها باشد. حدس او درست است او موفق می شود دو میلیون دلار پول را که داخل کیفی قرار دارد پیدا کند. ماس پول ها را بر می دارد و فرار می کند.شخصیت سوم قصه،کلانتر تام بل(تامی لی جونز)نام دارد.شیگور در تلاش است تا ماس را پیدا کرده و پول ها را از او بگیرد.کلانتر جدای از اینکه کشت و کشتار قاچاقچیان در حوزه ی تحت مسئولیت او رخ داده.در صدد است که با یافتن و دستگیری شیگور جلوی جنایت های بعدی او را بگیرد.کسان دیگری نیز در قصه حضور دارند.کارسون ولز(وودی هارلسون)که یک جایزه بگیر مغرور است : تاجری(استیون روت) که کارسون را استخدام کرده:و مجموعه ای از کارمندان هتل ها و فروشگاههایی که بدبختانه سر راه شیگور ظاهر و کشته می شوند.................!!




جایی برای پیرمردها نیست مانند فارگو دیگر فیلم موفق برادران کوئن عناصری از ژانر هیجان انگیز و جنایی را دارد اما اساسا یک فیلم بررسی کاراکتر است.این فیلم مشاهده گر دقیق احساسات انسانی در مواجهه ی فرد با موجود دد صفت ،بی رحم و فوق العاده خشن است:احساساتی که در مواجهه با بی عدالتی و زور گویی ها خودنمایی می کند.به همه اینها فیلبمرداری راجر دیکنز،تدوینبرادران کوئن و از همه مهمتر موسیقی بسیار زیبای (کارتر برول) را اضافه کنید.نتیجه ی کار تکان دهنده،منحصر به فرد و زیباست.
اما عیار بازیگری فیلم فوق العاده بالاست.خاویر باردم با آن موی بلند سیاهی که روی شانه هایش ریخته و با آن چهره ی خشن و بی رحم، به این زودی ها از خاطر ه ها پاک نمی شود.باردم موفق شده است یکی از خبیث ترین و در عین حال باورپذیرترین آدم بد های سینمایی را تجسم ببخشد.و شک نکنید اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد انتظارش را می کشد.(همانطور که جایزه گلدن گلاب امسال و همچنین بهترین بازیگر مرد از جشنواره ونیز ) را به دست آورد.جاش برولین نیز با بازی خوب و محکم خود می تواند امیدوار به احیای دوران بازیگری اش باشد برادران کوئن استاد دور انداختن قواعد و فرمولهای قرا دادی اند و آنها به این تزتیب وسترنی ساخته اند که وسترن نیست. فیلم جنایی ساخته اند که جنایی نیست.تریلری ساخته اند که تریلر نیست و کمدی ساخته اند که کمدی نیست و این همان چیزی است که ما از یک سینمای خوب انتظار داریم.

اطلاعات فیلم :
امتیاز کاربران IMDB به فیلم : ۸.۷ از ۱۰
کارگردان : جوئل و اتان کوئن (Ethan Coen, Joel Coen)
سال ساخت : ۲۰۰۷
محصول : امریکا
ژانر : جنایی، درام، هیجانی، وسترن
جوایز : نامزد نخل طلای جشنواره کن / نامزد جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم گولدن گلاب / برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (باردم) از مراسم انجمن منتقدان فیلم بوستون / نامزد جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمبرداری از مراسم انجمن منتقدان فیلم شیکاگو / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدان دالاس-فورت ورث / نامزد جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل (مک دانلد)، بهترین کارگردان، بهترین فیلم سال و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان فیلم لندن / برنده جایزه بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا / برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحادیه منتقدان فیلم نیویورک / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین گروه بازیگری، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم منتقدان فیلم فونیکس / برنده جایزه بهترین کارگردانی از انجمن منتقدان فیلم سن فرانسیسک / برنده جایزه بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و نامزد جوایزبهترین بازیگر (جاش برولین)، بهترین تدوین، بهترین فیلمنامه اقتباسی از مراسم ساتلایت / برنده جایزه بهترین کارگردان، بهترین گروه بازیگری، بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از مراسم منتقدان فیلم واشنگتن
بازیگران : تامی لی جونز (کلانتر اد تام بل)، خاویر باردم (آنتون شیگور)، جاش برولین (لیولین ماس)، وودی هارلسون (کارسون ولز)، کلی مک دانلد (کارلا جین ماس)، گارت دیلاهانت (معاون کلانتر وندل)، تس هاپر (لورتا بل)، بری کوربین (الیس)، استیون روت (مردی که ولز را اجیر می کند)، راجر بویس (کلانتر ال پاسو)، بث گرانت (مادر کارلا جین)
مدت فیلم : ۱۲۲ دقیقه
__________________

نوشته شده توسط مصطفی رفیعی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 15:21 | لینک ثابت |

نگاهی به اسکار

 

2008

 

 

شب بزرگ برای برادران کوئن

 

 

مراسم هشتادمین دوره جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی از حدود ساعت 5 بامداد به وقت تهران به شکل رسمی آغاز شد.

 

به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» نکته جالب توجه بارش باران از چند ساعت پیش از آغاز مراسم در لس‌آنجلس بود که برگزار کنندگان و مهمانان مراسم را به دردسر انداخت.

 

جوایز اسکار در تمامی 24 رشته به برگزیدگان اهدا شد و فیلم پیرمردها سرزمین ندارند ساخته اتان و جوئل کوئن با دریافت چهار جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکل مرد موفق‌ترین فیلم اسکار 2008 لقب گرفت. در ادامه فهرست برگزیدگان اسکار 2008 می‌آید که طی بیش از سه ساعت به روز شد.

 

خاویر باردم در صحنه ای از فیلم  ( کشوری برای پیرمردها نیست)       

 

 

فهرست برندگان اسکار ۲۰۰۸

 

بهترین طراحی لباس:

الکساندر بیرن برای الیزابت: عصر طلایی

سایر نامزدها: سرتاسر عالم، کفاره، زندگی بر وفق مراد است، سویینی تاد: آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت

 

بهترین چهره‌پردازی:

دیدیه لاورن و یان آرچیبالد برای زندگی بر وقف مراد است

سایر نامزدها: نوربیت و دزدان دریایی کارائیب: در پایان جهان

 

بهترین انیمیشن بلند:

براد برد برای راتاتویی

سایر نامزدها: پرسپولیس و Surf's Up

 

بهترین جلوه‌های ویژه بصری:

مایکل فینک، بیل وستن‌هوفر، بن موریس و ترور وود برای قطب‌نمای طلایی

سایر نامزدها: دزدان دریایی کارائیب و ترنسفورمرز

 

بهترین طراحی هنری:

دانته فرتی برای سویینی تاد

سایر نامزدها: گنگستر آمریکایی، کفاره، قطب‌نمای طلایی و خون به پا خواهد شد

 

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:

خاویر باردم برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کیسی افلک برای ترور جسی جیمز، فیلیپ سیمور هافمن برای جنگ چارلی ویلسون، هال هالبروک برای به سوی وحش و تام ویلکینسون برای مایکل کلیتون

 

بهترین فیلم کوتاه:

موتزارت جیب‌برها به کارگردانی فیلیپ پولت-ویلارد

سایر نامزدها: شب‌هنگام، جانشین، تانگوی آرژانتینی و زن تونتو

 

بهترین انیمیشن کوتاه:

پیتر و گرگ به کارگردانی سوزی تمپلتون و هیو ولشمن

سایر نامزدها: من شیرماهی را ملاقات کردم، مادام توتلی-پوتلی، حتی کبوترها به بهشت می‌روند و عشق من

 

بهترین بازیگر زن نقش مکمل:

تیلدا سوینتون برای مایکل کلیتون

سایر نامزدها: کیت بلانشت برای من آنجا نیستم، رابی دی برای گنگستر آمریکایی، سایروس رونان برای کفاره و امی رایان برای رفته عزیزم رفته

 

بهترین فیلمنامه اقتباسی:

اتان و جوئل کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کفاره، دور از او، محفظه غواصی و پروانه، خون به پا خواهد شد

 

بهترین میکس صدا:

دیوید پارکر، اسکات میلان و کرک فرانسیس برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: پیرمردها سرزمین ندارند، راتاتویی، قطار 3:10 به یوما و ترنسفورمرز

 

بهترین تدوین صدا:

کارن بیکر لندرز و پر هالبرگ برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: پیرمردها سرزمین ندارند، راتاتویی، خون به پا خواهد شد و ترنسفورمرز

 

بهترین بازیگر نقش اول زن:

ماریون کوتیلار برای زندگی بر وفق مراد است

سایر نامزدها: کیت بلانشت برای الیزابت: عصر طلایی، جولی کریستی برای دور از او، لارا لینی برای خانواده سویج و الن پیج برای جونو

 

بهترین تدوین:

کریستوفر راس برای اولتیماتوم بورن

سایر نامزدها: محفظه غواصی و پروانه، به سوی وحش، پیرمردها سرزمین ندارند و خون به پا خواهد شد

 

بهترین فیلم خارجی:

جاعل‌ها به کارگردانی استفان روزویتسکی از اتریش

سایر نامزدها: بوفرت از اسرائیل، کاتین از لهستان، مغولی از قزاقستان و 12 از روسیه

 

بهترین ترانه:

گلن هانسارد و مارکتا ابلگوروا برای ترانه سقوط آرام از فیلم Once

سایر نامزدها: سه ترانه از فیلم افسون شده، و یک ترانه از فیلم آگوست راش

 

بهترین فیلمبرداری:

رابرت السویت برای خون به پا خواهد شد

سایر نامزدها: ترور جسی جیمز، کفاره، محفظه غواصی و پروانه و پیرمردها سرزمین ندارند

 

بهترین موسیقی:

داریو ماریانلی برای کفاره

سایر نامزدها: بادبادک باز، مایکل کلیتون، راتاتویی و قطار 3:10 به یوما

 

بهترین مستند کوتاه:

ملک طلق به کارگردانی سینتیا وید و منسا راث

سایر نامزدها: خانوده سلطنتی، سلیم بابا و مادر ساری

 

بهترین مستند بلند:

تاکسی برای نیمه تاریک به کارگردانی الکس گیبنی  و اوا اورنر

سایر نامزدها: منظره بی‌پایان، عملیات بازگشت به خانه، سیکو و جنگ/رقص

 

بهترین فیلمنامه اریژینال:

دیابلو کودی برای جونو

سایر نامزدها: لارس و دختر واقعی، مایکل کلیتون، راتاتویی و خانواده سویج

 

بهترین بازیگر نقش اول مرد:

دانیل دی لویس برای خون به پا خواهد شد

سایر نامزدها: جرج کلونی برای مایکل کلیتون، جانی دپ برای سویینی تاد، تامی لی جونز برای در دره الاه و ویگو مرتنسن برای قول‌های شرقی

 

بهترین کارگردان:

جوئل و اتان کوئن برای پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: جولین اشنابل برای محفظه غواصی و پروانه، جیسون ریتمن برای جونو، تونی گیلروی برای مایکل کلیتون و پل تامس اندرسون برای خون به پا خواهد شد

 

بهترین فیلم:

پیرمردها سرزمین ندارند

سایر نامزدها: کفاره، جونو، مایکل کلیتون و خون به پا خواهد شد

  

منبع :  http://www.cinemastars.blogfa.com   ( ستارگان سینما وتئاتر)

 

تهیه و تنظیم : مصطفی رفیعی

نوشته شده توسط مصطفی رفیعی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 20:38 | لینک ثابت |

چاپ ارسال به دوست

سال ها پيش سر کلاس دانشگاه استادي داشتيم که درباره تکنولوژي جديد و مانيتورهايي حرف مي زد که باريکند و هيچ لامپ تصويري ندارند، و ما همه حيرت زده از او سوال مي کرديم که چطور ممکنه، چي جوري کار مي کنه؟

 



 و استاد بعد از توضيحاتش به ما لبخند مي زد و مي گفت الان من مثل کسي هستم که پنجاه سال پيش به يک ده کوره يي آمده و از ماشيني حرف مي زند که بدون اسب کار مي کند، يا تلويزيوني که همه جاي دنيا را مي توان با آن ديد.

بعضي اوقات فيلم هايي ساخته مي شوند که ارزش شان نه فقط براي نوع ساخت و جايگاه شان در سينماست بلکه براي نشان دادن چهره يي از روابط آدم ها و مسائل اجتماعي است که ما خود را در فاصله زيادي از آنها مي بينيم و حيرت زده مي شويم. گاهي داستان هايي مي خوانيم يا فيلم هايي مي بينيم که از همان نوع حرف زدن شخصيت ها با هم و از همان ابتداي ايجاد گره و پرسوناژهاي فيلم دستگيرمان مي شود که اينجا انگار جايي نيست که ما زندگي مي کنيم، و اين آدم ها همان موجوداتي نيستند که از آنها سراغ داريم.

يکي از آن فيلم ها «جول و جيم» فرانسوا تروفو بود. جايي که تروفو (البته فيلم اقتباسي از رمان بود) از مثلث عشقي حرف مي زند که نه خيانت به آن معنايي که ما تاکنون در ادبيات و سينماي مان به آن پرداخته ايم، هست و نه عشق. همه کلمات، سنت ها و جهان فکري که ما دودستي به آن چسبيده ايم و مي گوييم که همين است و جز اين نيست، نابود و جلوي چشم هاي مان بي اعتبار مي شود.

يکي از آن فيلم ها هم همين فيلم «جونو» است. فيلم از همان ابتدا ما را با شخصيتي پرانرژي و فعال که در رفتار و حرف هايش پر از نکته هاي طنازانه است، آشنا مي کند که با بازي عالي (اًلن پيج) در نقش جونو در فيلم کاملاً جاافتاده است.

اما چيزي که در اين ميان ارزشمند و جالب است طرز برخورد بازيگوشانه اش با اين مشکل و رابطه اش با همکلاسي هايش و از همه مهم تر عکس العمل پدر و مادر ناتني اش است.

هيچ خبري از احساس گناهي که ما هر روزه براي کمترين چيزها با آن درگيريم نيست.تنش ها و اتفاقات ناگوار هم، جزيي از زندگي است و با آن مثل يک امر طبيعي برخورد کرده و راهي براي رفع آن پيدا مي کنند. هيچ کس کسي را براي کاري سرزنش نمي کند. هر چند اگر هنرمند را فرزند زمانه اش بدانيم، مي توانيم به اين فکر کنيم که شايد، حداقل هاي اين جهان در جهان واقعي او وجود داشته که توانسته چنين جهاني بيافريند.

تيتراژ ابتدايي فيلم و حضور دختري بازيگوش و پرانرژي و رفتار هاي فرمي فيلمساز از همان ابتدا ما را به ياد کار زيباي ژان پي ير ژنه يعني «اميلي» مي اندازد؛ فيلمي که هر چند از بازي ها و تصاوير زيباتري، و به طور کلي فيلمنامه مستحکم تري از «جونو» برخوردار است ولي نمي توان تاثيرگذاري فيلم ژنه را در آن ناديده گرفت، چه در پرسوناژهاي فيلم و چه نريشن هاي رمان گونه فيلم و چه رفت و برگشت ها براي نشان دادن شخصيت هايش.

يکي از سکانس هاي ارزشمند فيلم زماني است که جونو متوجه مي شود زن و مردي که قرار است کودکش را به آنها بسپارد يعني حدود شش ماه بعد، در حال جدا شدن هستند. اينجاست که در همان 16 سالگي به تجربه ژرفي از روابط انسان ها مي رسد، اينکه چگونه مي توان از رابطه انسان ها با هم مطمئن شد؟ چه چيزي مي تواند تضمين کند که يک زوج مي توانند براي هميشه با هم خوشبخت شوند و آن چيزي که شش ماه پيش عاشقانه مي خواستند و حاضر بودند برايش جان دهند، هنوز هم طالبش باشند. و اينکه جدايي و از دست رفتن عشق يا صميميت بين انسان ها، هر لحظه ممکن است شکسته شود و اين يکي از قواعد بازي است که هيچ گاه نمي توان با قرارداد و گرو گرفتن پول و چيزهاي ديگري از اين قبيل، جلوي آن را گرفت.

در تمام فراز و فرودهاي روايت فيلم، موزيک هاي زيبايي پخش مي شود که به فيلم جان مي دهد و تاثير تصاوير فيلم را دوچندان مي کند. در انتهاي فيلم نيز هنگامي که جونو، کودک را به آن زن تنها مي بخشد، دوباره کنار همان پسر دوئًت مي نوازند و بهشت زيبايش را به همين سادگي به پايان مي رساند

نوشته شده توسط مصطفی رفیعی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 20:30 | لینک ثابت |

وبلاگ لذت پرواز به زودی به روز خواهد شد

نوشته شده توسط مصطفی رفیعی در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 13:39 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
امید وارم پس از به روز کردن این وبلاک پر مخاطب شما عزیزان لحظات خوب و خوشی را در این وبلاک سپری کنید
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط مصطفی رفیعی محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.


 

CinemaStars

X

CinemaStars